ناصر الدين شاه قاجار
146
شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )
عموى انيس الدوله و مريمى هم ماندند كربلا . كه بعد بيايند . برادرهاى انيس الدوله هم ماندهاند كه بروند نجف اشرف . خلاصه هرچه مىگفتند از اين سمت راه نيست ، نهر است ، فلان است ، گوش نكرده بلد هم نخواستم ، جلو افتادم گفتم مردم مىآيند والى پاشا و پاشاها و همه نوكرها يحيى خان ، ميرزا على خان ، عرفانچى و . . . ، آقا على بودند راندم همهجا دور تر از باغات كربلا صحرائى ، مىراندم همهء اين صحرا زراعت بوده است ، و هست زمينهاى بد نهر زياد ، نهرهاى گود غير گود كوچك ، بزرگ كه همه از نهر حسينيه جدا شده است ، متصل از نهر مىگذشتم ، دوتا قلقويروق روى هوا خوب زدم . راندم دو فرسنگ كه رفتم به اصل نهر حسينيه رسيديم . از يك نهر بزرگ و يك پل كوچك گذشتيم به اصل نهر حسينيه رسيديم . آن طرف نهر جاده راه مسيب بود . راهى پيدا كرده زديم به نهر بسيار گود بود ، اما گل نداشت . اسب خوب گذشت . آب الى نصف چكمه ما را گرفت . رفتيم آن طرف . همهجا از صحرا رفتيم متصل نهر بود بزرگ [ و ] كوچك بسيار اذيت كرد . كاروانسرائى بود سر راه مشهور به خان آتشى . على رضا خان ، سياچى و . . . هم بودند صحبت مىكرديم در صحرا به ناهار افتاديم . امين السلطان و . . . بودند . باد ، مىآمد گردوخاك به آفتابگردان مىتپاند . به زحمت ناهارى خورديم . دندانم هم درد مىكرد . اما بهتر بود . بعد از ناهار سوار شده باز به راه افتاديم . صحرا از بس نهر بود ، از اصل راه مىرفتيم . اين راه راه زوارى است . اما كالسكه نمىرود . آن بود كه راه عون ، را ساخته بودند براى كالسكه . و ما از اين راه آمديم . امروز همهجا سواره مىرفتيم با پاشايان [ و ] يحيى خان زياد صحبت شده مشير الدوله ، كربلا و عقب مانده است . تا رسيديم نزديكى مسيّب . اردو پيدا شد . سه چهار درّاج پريد . يكى را زدم . ماده بود . بعد باز رانده از پل نهر حسينيه گذشته ، رفتم منزل . اردو اين طرف فرات افتاده است . چادرهاى ما را لب آب جاى خوبى زده بودند . از بس خسته بوديم ، حكم به اطراق فردا شد . امروز عربها ريخته بودند ، سر پيش خانه ، دو فراش را زده بودند . چادر گلدوزى والده شاه را پاره كرده ، برده بودند . از قرارى كه پسر فراشباشى تقرير ميكرد ، بعضى تكهء چادرها را پس گرفته بودند . ديشب خيلى دزدى در اينجا شده است . [ 389 ] شب بعد از شام مردانه شد . عليرضا خان ، ميرزا على خان ، محمد على خان ، سياچى ، بودند . صحبت شد بعد خوابيديم . محمد حسن خان يوزباشى ،